close
تبلیغات در اینترنت
داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت!

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
» 1389
نظر سنجی
آمار وبلاگ
» افراد آنلاین : 1
» بازدید امروز : 76
» بازدید دیروز : 2
» هفته گذشته : 79
» ماه گذشته : 148
» سال گذشته : 566
» کل بازدید : 42548
» کل مطالب : 221
» نظرات : 3
امكانات
پشتیبانی
جستجوی مطالب

آخرین ارسال های تالار گفتمان

<--forumpoststart--> <--forumpostend-->
عنوان پاسخ بازديد توسط

 <--contentstart-->
<--title-->
<--content-->

Google
patogh-dokhtarone.rozblog.com
لينك باكس و بنر
پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به سايت پاتوق دخترونه خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد . براي سريع تر رسيدن به مطلب مورد نظر از آرشيو موضوعي استفاده كنيد همچنين ميتونيد به آرشيو مراجعه كنيد. براي تبادل لينك , لوگو ,بنر يا آر اس اس از طریق نظرات به ما اطلاع دهید .
داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت!

داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت!/ http://3sootonline.com

دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد…

دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.


بعد از ظهر که شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.

مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.

اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد.

زمانیکه مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار می‌کنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟

دخترک پاسخ داد: من سعی می‌کنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد!

باشد که خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی کنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نکنید!


درباره : <-PostCategory->
امتیاز : | نظر شما :
برچسب : ,
تعداد بازدید : 117

نوشته شده در دوشنبه 22 شهريور 1389 توسط ایرونی| لينك ثابت |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
صفحات دیگر